نوری که خوب تابانده نشد

نوری که خوب تابیده نشد!

این روزها فیلم محمد(ص) بر پرده سینماهای کشور به نمایش درآمده است.

همه دست به دست هم داده و تصمیم دارند این فیلم دیده شود و صد البته که باید دیده هم بشود.

آقای مجیدی به سازمان ها و نهادها نامه می زند و بلیت فیلم را به صورت نیم بهاء می فروشد.

پخش کننده فیلم هم موسسه نور تابان است.

ظاهرا او هم تلاش می کند که فیلم را در سینماهای بیشتری به نمایش بگذارد.

با موسسه نور تابان تماس می گیرم و درخواست یک اکران خصوصی برای یک وزارتخانه می کنم.

با بیانی خوش مرا وصل می کنند به مسئول مربوطه .

مسئول مربوطه پس از حال و احوال از رقم 50 میلیون تومانی به رقم 12 میلیون تومانی می رسد و در نهایت پس از چانه زنی به خاطر عنایت و لطفی که به بنده دارند، رقم به 8 میلیون تومان برای یک سئانس می رسد.

یکی از نامه های آقای مجیدی را روبروی خود می بینم.

در انتهای نامه چشمم می خورد به این جمله:

“در راستای توسعه فرهنگ نبوی، نسبت به خرید بلیت های فیلم محمد (ص) اقدام لازم مبذول فرمایید.”

دوباره بر می گردم به صحبت های نور تابان و رقم 8 میلیونی برای 300 صندلی.

جویا می شوم ببینم بهای بلیت سینما چند است.

در می یابم در برخی سینماها 10 هزار تومان و در برخی دیگر 12 هزار تومان.

300 صندلی را ضرب در 12 هزار تومان می کنم.

تفاوت رقم به دست آمده با 8 میلیون تومان را متوجه نمی شوم.

با نور تابان باز هم صحبت می کنم و دوباره تاکید می کنند همان 8 میلیون تومان، بهترین رقمی است که به من اعلام کرده اند.

به دغدغه هایم می اندیشم.

دنیا برای دیده شدن اسلام وهابی صهیونیستی و امثال داعش ها شدیدا” هزینه می کند و راه های متفاوتی را به آسانی در اختیار مردم قرار می دهد.

اما متوجه نمی شوم که برای بهتر دیده شدن فیلم محمد (ص) آن هم در این مقطع زمانی با وجود تمام سم پاشی هایی که بر علیه اسلام در حال انجام است، چرا نور را آنقدر بالا می تابانند که توان دیدن را از چشم ها می گیرند و آدمها را از دیدن محروم می سازند؟

با نور تابان تماس می گیرم.

می گویم ممنونم از محبت شما.

از اکران فیلم منصرف شدیم. 

با یک دفتر پخش دیگر تماس می گیرم و فیلم نهنگ عنبر را سفارش می دهم و به آسانی آنرا تهیه می کنم.

در سالن نشسته ام و فیلم نهنگ عنبر را با دیگران تماشا می کنم.

و مدام با خودم کلنجار می روم که مگر نه اینکه برای تولید فیلم محمد (ص) هزینه شد که دنیا آنرا ببیند و چهره واقعی و معصومانه پیامبر اعظم (ص) بر همگان نمایان شود؟

تنها یک پاسخ به ذهنم خطور می کند!

از افکارم فاصله می گیرم و نمی خواهم دیگر به آنها فکر کنم.

ولی نمی توانم. 

جز رنجش خاطر برایم هیچ نمی ماند!

منتشر شده در روزنامه تهران امروز