۱۴۰۳-۰۶-۲۲
اگر شما یک مدیر هستید، خود را شامل کدام دسته می دانید؟ مدیر انسان گرا یا مدیر وظیفه محور ؟
هر مدیر تمایل دارد به شیوه خاص خودش سازمان را مدیریت کند و نسبت به دیگران متفاوت باشد.
برخی مدیران توجه به کارکنان و ایجاد یک فرهنگ تیمی مثبت و پیشرو برایشان الویت است و به مسائل انسان گرایانه بیشتر اهمیت می دهند و برخی دیگر، صرفا انجام وظایف و دستیابی به اهداف در یک مدت زمان معین، بر اساس منابع و سیاستگزاری ها اهمیت بیشتری دارد و شیوه مدیریت این دسته اصطلاحا وظیفه محور است.
این ۲ شیوه مدیریت هر کدام مزایا و معایب خود را دارند و نمی توان گفت که نسبت به یکدیگر برتری دارند. اما در انتهای این مقاله به شما گفته خواهد شد که شیوه مدیر انسان گرا یا مدیر وظیفه محور کدام موثرتر و پیش برنده تر است.
اولین قدم برای انتخاب سبک مدیریت این است که نسبت به خودتان به شناخت بهتری برسید و شرایط و فرهنگ ارتباطی خودتان را بررسی کرده و بر اساس آن مشخص کنید که به طور طبیعی به کدام شیوه گرایش دارید.
توضیحات زیر به شما کمک می کند تا خودتان را کشف کنید و متوجه شوید که گرایش درونی شما به کدام یک از این ۲ شیوه مدیریت نزدیک تر است.
مدیر وظیفه گرا یا وظیفه محور
مدیر وظیفه گرا کسی است که اولویت اصلی او انجام وظایف برای رسیدن به اهداف تعریف شده در مهلت زمان تعیین شده است. تمرکز این مدیران بیشتر بر عملکرد و بهره وری افراد، تیم یا بخشی است که مدیریت می کنند و نتایج کار برایشان مهم است.
یک مدیر وظیفهمحور معمولا یک چک لیست دارد و کارهای مربوط به هر روز را براساس وظایف تعیین شده مرور میکند. او با نگاه کردن هر روزه به لیست کارها، دنبال پاسخ این پرسش است: آیا همه وظایف و کارها انجام شده است؟ اگر چنین است، احتمالاً آن روز را موفقیت آمیز می داند. چک کردن وظایف از فهرست کارها بیشترین اهمیت را دارد.

نقطه قوت مدیران وظیفه گرا در تعیین اهداف، تهیه یک برنامه سازمان یافته و گام به گام و سپس اجرای آن طبق برنامه ریزی است. آنها به وضوح نقش ها و مسئولیت های کسانی را که برای آنها کار می کنند تعریف می کنند و کار را بر اساس توانمندی ها و توانایی های فرد محول می کنند. همچنین، برای جلوگیری از اشتباهات و تأخیرهایی که توانایی آنها را برای تکمیل وظایف و دستیابی به اهدافشان به خطر میاندازد، مکرراً با کارکنان ارتباط برقرار میکنند، بازخورد سازنده ارائه میدهند و فرآیندهایی را اجرا میکنند که تضمین میکند هر کار تکمیلشده مطابق با استانداردهای آنها است.
هر چند این سبک مدیریت تضمین میکند که کارها انجام میشود و در برخی از افراد سازمان نیز انگیزه ایجاد می کند و گردش مالی سازمان را بالا ببرد، اما معایبی هم دارد از جمله: ایجاد استرس، خفه کردن خلاقیت، تأثیر منفی بر فرهنگ تیم، ایجاد به بیانگیزه شدن اکثریت کارکنان و به هم زدن تعادل میان کار و زندگی در کارکنان و در نهایت حرف حرف یک نفر است آن هم فقط مدیر.
ویژگی های مدیریت وظیفه گرا
- پاسخگو
- هدف گرا
- سازنده
- جزئیات محور
- برنامه ریزی و سازماندهی
مدیر انسان گرا
یک مدیر انسانگرا بر ایجاد روابط، احساس ارزشمندی، مشارکت و انگیزه در کارکنان خود متمرکز است. نقل قول زیر از ریچارد برانسون به خوبی این سبک مدیریت را خلاصه می کند: «مواظب کارمندان خود باشید، آنها از کسب و کار شما مراقبت خواهند کرد. به همین سادگی.»
بر خلاف یک مدیر وظیفهمحور که کار را در اولویت قرار میدهد، یک مدیر انسانگرا افرادی که کار را انجام میدهند، در اولویت قرار میدهد.
مدیران انسان گرا این کار را با حوصله و انرژی انجام می دهند تا بتوانند: اعتماد و احترام کارکنان را جلب کرده، از فرسودگی شغلی آنها جلوگیری کنند، توسعه فردی افراد را مورد توجه قرار دهند و آنها را تبدیل به کارکنان حرفه ای و متخصص کنند و از میان کارکنان خود برای آینده مدیران برجسته تربیت کرده و در نهایت یک فرهنگ تیمی مثبت ایجاد کنند.

مدیر انسان گرا همچنین برای بینش ها و دیدگاه های کارکنان خود ارزش قائل است و در هنگام تصمیم گیری آنها را نادیده نمی گیرد، هر چند که نهایت اختیار و قدرت تصمیم گیری را به تنهایی داشته باشد.
در حالی که مزایای مدیریت انسان گرایانه قابل توجه است و شامل افزایش رضایت شغلی، وفاداری، خلاقیت، نوآوری و مشارکت است، شما همچنان باید حواستان باشد که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید و این مشارکت و همفکری با کارکنان نباید در تصمیم گیری هایتان اختلال ایجاد کند و شما از رسیدن به اهداف سازمان دور بمانید.
ویژگی های مدیریت انسان گرا
- همدلی
- توانمندسازی
- پیشبرد اهداف مبتنی بر همکاری و مشارکت
- مراقبت و ایجاد رفاه
- درک و احترام متقابل
نتیجهگیری:
تجربه نشان داده است که مدیران موفق و اثربخش مدیران انسان گرایی بوده اند که در محیط های کاری، نسبت به شرایطی که در آن قرار دارند از شیوه مدیریت وظیفه محور هم به تناسب نیاز استفاده کرده اند.
مسلما، دستیابی به این سطح از مدیریت نیاز به یادگیری، تمرین و تجربه دارد البته حضور مشاور حرفه ای برای نظارت و تمرکز بر پیشبرد توسعه فردی برای تبدیل شدن به یک مدیر قوی و توانمند با رویکرد انسان گرایانه مسیر این هدف را هموار و کوتاه خواهد کرد.




